یادش بخیر،اون پشت در موندا،تعارف زدنا،گرم کردن دستا،آقای شیفت،تند حرف زدنا،بدوبدورفتنا،نفهمیدنا،پی وی اومدنه،سخت افزارا،نرم افزارا،چشم چرونی رو بوما،چاییا،نسکافه ها،آب ریختنه،کپچرا،پیداکردنا،زبان اصلی بودنه،اون احتراما،اون احتراما،اون احتراما... برمیگردم،حتمن!
شیخ ما گفت:شبا زود بخوابید،مریدی پرسید:چرا؟ و شیخ فرمود:چون من میگم! مرید گفت پس0.0پس3>! شیخ شکری پاشید و فرمود:چ بسا غرورهایی ک آخر شب شکسته شدند...